Cognitive Overload

دستان توپر و محکم قديمی٬نحيف و لاغر در دستانم نوازش ميشوند.

«بارها گفتم خدايا٬اگر قراره برم همون اول برم که اينقدر زجر ندم»

قطره اشکی لغزيد.

بغضها فرو خورده شد.

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
يه مرده

يه مرده

abcde

جات خالی بود!!!!!!!!!! نگو کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

abcde

sorry

REDWINEشراب سرخ

سلام دوست عزیز . باز هم اومدم . میشه این لو گو رو بگذاری تو وبلاگت . مرسی. تو هم اگه لوگو داری بفرست تا بگذارم <a target="_blank" href="http://redwine.persianblog.ir/ "><img src=" http://match.ir/images/andi_2748.jpg " border="0"></a> <br>