Memory keeper's memories

به یاد می‌آورم و به یاد نمی‌آورم

هرچه سعی می‌کنم به یاد روزهای خوبش بیفتم، خاطرات غمناک امان نمی‌دهند؛ انگار که بخواهی از ته یک گونی برنج یک ساچمه برداری، هی میریزند و من به ساچمه نمیرسم ...

یک بار؛ یک خواب؛ یک صدا؛ ...

دریغ نکن

رهایم کن

دیر رسیدم

به بودنت

به رفتنت

به پدر که تو بودی

دیر رسیدم

دیر رسیدم

دیر رسیدم

/ 4 نظر / 10 بازدید
کورش-وفادار دلشکسته

سلام ...يه سرپيش من بيا..پشيمون نميشي! اين صرفاً يک دعوته از شما برای ديدن وبلاگم اميدوارم ناراحت نشده باشيد..

شهره

سکوت می کنم. به احترام همه پدر ها .