location

شب-داخلی

مردی بر روی مبل لميده است.سيگاری در دست دارد.دود سيگار را با بی ميلی فرو ميدهد.نگاهش به سقف خيره مانده است.مرد ديگری پای مبل بر روی فرش دراز کشيده و به آتش سيگار خود مينگرد.نمای نزديکی از آتش سيگار.موسيقی غم انگيزی به گوش ميرسد.دوربين به سمت ميز عسلی حرکت ميکند.چند بسته سيگار٬يک کتاب شعر لورکا٬دو ليوان خالی چای٬زير سيگاری و روزنامه ای که بر روی آن پوست تخمه ريخته اند.دوربين در زاويه ای قرار ميگيرد که امتداد نگاه مرد بر روی مبل٬به مرد دراز کشيده ختم ميشود.کات به نمای مرد خوابيده در حاليکه آشکارا از نگاه مرد نشسته ميگريزد و خود را به تکاندن سيگار در يک بسته خالی سيگار سرگرم ميکند.مرد خود را روی مبل جابجا ميکند.نگاهش به تلخی ميگرايد.گويی لبانش آبستن سوالی اساسيست.مرد خوبيده برميخيزد.سرش را ميان دستانش ميگيردو نگاه درمانده خود را به مرد نشسته ميدوزد.مرد نشسته سيگاری روشن ميکند.پک عميقی به آن ميزند.با چهره ای در هم کشيده آن را در زير سيگاری خاموش ميکند.موسيقی قطع ميشود.صدای آژير آمبولانسی به گوش ميرسد.دو مرد مدتی دراز بر هم خيره ميمانند.اين سکوت سنگين را جمله ای بی رمق در هم ميشکند:

- امشب شام چيکار کنيم؟

Fade out  تصوير.

Fade in به ازدحام آشپزخانه ای که از فقدان زن رنج ميبرد.

/ 6 نظر / 6 بازدید
MHGH

سلام...آقا نوشته خيلی قشنگی بود...بالاخره وبلاگی پيدا شد که توش يه مطلب قشنگ بود...موفق باشي... به من هم سری بزن و خوشحالم کن...به اميد ديدار...باي ی ی

pooyaM

سلام من واقعاً از مطالعه وب لاگ شما خوشحالم ديد شما و قلمتان يه چيز ديگه است خوشحال ميشم به ما هم سر بزنيد.

ميناي آبي

بابا آخر روشنفكري بود...بابا روشنفكر....موفق باشي

foolish eagle

سلام ٬ تغييرات ٬مشکوک میزنه.....

maryam

و نتيجه اخلاقي اينكه: كارگردان مرد بوده اونم از نوع وطني.چون مرد ايراني فقط وقتي به ياد زن مي افته كه شكم يا زير شكمش ناآرام باشه!!!

آزاده

آه جواب اين سوال اساسي را که خواهد داد؟