As time goes by

وقتی بهش گفتم تولدت مبارک٬ديدم چشاش تر شد.نگاه خيرشو از رو ديوار روبرو پايين انداخت و گفت:«۵۹ رو هم به هر جون کندنی بود تمام کردم»

وقتی هرکسی که اونجا نشسته بود داشت دنبال يه حرف روحيه بخش ميگشت تا بهش بگه٬من داشتم به اون سلولهای سرطانی لعنتی فکر ميکردم که الان دارن کجاشو داغون ميکنن...

 آخ کاش اينقدر نميدونستم.....

 

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
مرورگر.کام

آخرين اخبار ايران و جهان در بزرگترين آرشيو خبري در ايران. خبر+عکس. :: اخبار را در www.moroorgar.com حرفه اي بخوانيد ::

qootah

شاد يعنی تعطيل؟... وای به کسی چه مربوط

abcde

mifahmam chi migi agar dastanet vaghe basheh man ziad to in vaziat maskhareh bodam dar zamani ke khodet eteghad be shafa nadari bayad beyeki harfaye omidvar konandeh bedi tahe maskharast in vaziat

hava

واقعا متاسفم نمی تونم توضيح بدم وقتی خوندم چه حسی بهم دست داد/فقط برای سلامتيشون دعا ميکنم/