Location

شاید هایی را لابد گرفتیم تا به اینجایی برسیم که تو آنجا ایستاده ای و من اینجا.

اگر «هنوز» رمقی بگذارد و بخت یاری نگاهش را از دور دست به همین نزدیکی بگرداند٬ردپاهایمان را جای دیگری آب میشوید.

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مکث قبل از بوسه

حتي وقتي دود پُر ميشود فرقي ندارد همه موشك هاي كاغذي هم بتوانند پرواز كنند پَرباز نمي شوي هنگامهء سقوط حركتِ حرفي لغويِ چهره ات خود جمع شوي مي كند تحريك لغويِ چهره ات به سبك خيس تر نمِ گوگردي با افزايش دودِ نا شعلوي لغو خزه ها را در بغ گاه تاريكشان كز مي دهد نمِ نامطمئن صدايت تصادفي اسارت كرختي عصبانيت جمعي , كدورت را به خنده هايت ترجيح مي دهد پس تمام كارهايت را رها كن تا خدا سر سرد نماند حالا با وقتت زير سايه تصادف را تماشا كن

مکث قبل از بوسه

روزها گذشت تا ياد بگيرم تا هنوز راه بسيار است فرداها می ايد تا ياد بگيرم هنوز خبری نيست

ليوبليانا

اين روزا ميترسم ترس از موندن تو اسارتگاهی که آهسته شکل گرفت ترس از تکرار آغاز!بیم تنهایی تنهاترم کرد.فغان از حسرت احساس ناب..و چه سهل است ‌یایان.

شبنم

تا حالا با آسانسور با نمای پانوراما از ارتفاع بالا، پايين اومدی؟که مشرف به محل آشنای زندگيت باشه؟از بيگانه بودن منظره ها تعجب ميکنی... اين دور و نزديک هم جالبه!

ليوبليانا

کلی بخوام بگم هست.اما اگه جزئی بگم ميبينيش مياد ميره دوسش داری حوصله کنی ميری به خودت ميگی کلی جزئی نداره ايشالله صد سال سايشون به سر ماست..سال بعد وقتی نيست حالا تموم کل به لحظه لحظه های جزئ ميشکنی..وای که سرم به سنگ خورد..عطر گلای کوکب داره ديوونم ميکنه..

آندلس

مدت ها انتظار ميکشی .... دست آخر از گرسنگی سير ميشی!

دپریل

لعنت به این فونت فارسی! راستی اینجا چرا اینقدر کساده؟

ان.اچ.ال

۱. اينجا کساده ۲. هرکی هرچی بخواد تو دفتر خاطرات يا دفتر شعرش بنويسه مياد اينجا به عنوان کامنت ،چرکنويس ميکنه. (و لابد لذت ميبره) اينکه ۱ علت ۲ هست يا برعکس يا حتا اينکه صاحب صفحه به حضور پر مدعای بنده اعتراض داره يا نه هم، کمکی به چيزی نميکنه...اين صفحه به روبيدن احتياج داره. يا علی.

هومن

خوشم مياد از اسامی مستعار اين کامنت دونی! نظرات هم ديگه مجازي شده اند عين هويت صاحباشون DHL NHL SCC BCC FC ERCP FEDEX......

گیتا

تا آن هنگام که صدای مهربانی ،تورا بنام میخواند،هنوز نمرده ای !