Silence must be heard

سکوت کرده ام٬نشسته ام و به آنچه سکوت از من گرفته می انديشم.

به قواعد بازی فکر ميکنم و به اينکه سکوت در اين بازی خطاست و مجازات آن انگار اخراج از بازيست.

اينکه بگويم ديگر بازی نميکنم٬ دروغيست بزرگ فقط اين بار بازی را به بی نمکی باختم٬به سکوت.

شوری مرا ترسانده بود٬هياهو.

سرمست سادگی بودم٬ غافل از اينکه اين سادگی٬ سادگی بازی بود و اين بازی هر چند ساده٬قواعدی داشت.

نگفتم و توقع داشتم که بداند . انگار خاص ترين خاص ها هم به شکلی کاملا عاميانه شنيدن را به هر ديدن و استنتاجی ترجيح ميدهند.

باخت من برد کسی را در پی نداشت و اين شايد سنگينترش ميکند.

 

سکوت کرده ام.

/ 7 نظر / 7 بازدید
خلود

سلام... خوب بود... موفق باشيد... خداي من، اگر قلبي داشتم نفرتم را بر يخ مي نوشتم و منتظر طلوع خورشيد مي شدم. با اشك هايم گل هاي رز را آب مي دادم تا درد خارها و بوسه ي گلبرگهايشان را احساس كنم.

بينام

اکثر بازیها، وقت اضافه و دور بعدی دارند... اگر اين سکوت درشت رو که همینطور وسط زمین بازی ولو کرده ای، قلش بدهی و کنارش بزنی، ممکنه اون زير فرصتهای زیادی برای ادامه بازی پیدا کنی (البته ممکن هم هست که پوچ باشه ها)... به تعداد سوتهای خطایی که تو گوشت زنگ زده، ساق پاهایی که قلم شده، فکهایی که اوراق شده فکر نکن، به سکوت گوش کن و کنارش بزن. قائده مهم این بازی همینه : گوش کردن و کنار زدن.

هومن

بيا نصيحت نکنيم و نشنويم بيا باور کنيم سکوتی را که قل قل هايی به دنبال دارد که اکثرا نمی بينيم بيا ... کاش می دانستی که وقتی ميگفتم سکوت سرشار لکنت است چقدر چيز های از دست داده بهای اين جمله بوده است... بيا امير ... بيا که هيچ جمله ای پر معنا تر از نگاهی که سکوت را چون خنجری میان مردمکانش نشانده نیست... بیا.... هنوز بازی های زیادی مانده که به سکوت و چیزهای دیگر باید باخت تا انسان-این لغت دستمالی شده و چرک - باقی ماند... بیا...

بينام

امیر، هومن بد نمیگه، باهاش برو... به سرزمین بدون نصیحت،سرزمین باورها،سرزمین سکوت ولکنت ،سرزمین کاش میدانستی ها، از دست داده ها، نگاه های خنجری، سرزمین باختهای مکرر و انسانهای چرکین... سرزمین باقی ماندن و مانایی انسان... تا برگردین، من دو سه دست دیگه بازی میکنم!! برو امیر...

abcde

فکر نکنم منظور امیر از نوشتن خط دادن دوستان عزیز باشد.بلکه بلند بلند فکر میکنه. شاید بهتر باشه ببینیم از سکوت چی گیر هومن رسیده که بیشنهاد میده من که از سکوت امیر متنفرم منشا دلزدگی هاشه اما نظر من چه اهمیتی داره........ بنویس که خوب مینویسی

شهره

شايد لحظه هايی برای همه بوده دنبال ارامش همه چيزو زيرورو کرديم سکوتوشاید- شخم زديم برای رسيدن بهش. شايد انچه سکوت مي گيره همون چيزيه که خيلی وقتها می بخشه .توی اين بازی بردن با باختن فرقی نداره اخر همه بازی ها يکی هست که مي بره. يکی که می بازه هر دوتا زمان رو سخت به هم باختنو کاش حد اقل زمان و می شد معنا کرد! اون چيزی که همه به من ياد دادند/ نفهميدن. عاميانه شنيدن بوده. نفس بکش (اگه لطيف بوده باشن- نفس عميق) تا جايی که برات تعيين شده قد بکش.بيشتر از اين فکر نکن.......چی رو بايد برد؟ همون بهتر که من سکوت کنم.

دکتر ... برای تو....