ور آر مای نوتز؟(Yaad dashtahaye man koo?)

یاد روزهایی افتاده ام که یادم نیست

دنبال یادداشتهایی میگردم که یادم بیاورند ؛ پیدایشان نمیکنم

میخواستم خودم را مرور کنم؛

آخه میدونی٬خیلی فراره...اگه هر چند وقت یه بار مرور نکنی یادت میره٬بعدش ممکنه دچار «از خود فراموشی» بشی٬اونوقت نمیدونی کجای اونجایی هستی که قبلا بودی و تا اونجایی که قبلا میخواستی باشی چقدر مونده و اصلا اونجایی که قبلا بودی کجا بوده و بعدش میخواستی کجا باشی و نمیتونی بین اون چیزی که فکر میکردی و الان فکر میکنی مقایسه کنی و نمیفهمی که جلو رفتی یا عقب و کلا چرا؟

**

مرثیه غزل خوش آواز تر است

ترجیع بند این زمانه ٬

                             مثنوی هفتاد من است

**

«یک روز دلم چون گیس٬

   آشفته و ریساریس٬

      بردار دگر بردار٬

         بردار به دارم زن٬

            از روی پل فردیس»

(تحریر نوشتنی نیست)

/ 4 نظر / 5 بازدید
شبنم

چند سال پیش تو وبلاگ "دلتنگستان.بلاگ اسپات" چیزی خوندم، با عنوانِ "یاد ما را با خود خواهد برد؟" که امیدوارم صاحبش شاکی نشه از اینکه اینجا نقلش میکنم: "دیروز یادم رفت و خودم هم به دنبالش. امروز یادم آمد ولی هیچکس به دنبالش باز نیامد. رفت و آمد زیاد هم برای ما دردسر شده است، خصوصا از یاد و به یاد. به جلو نگاه می کنم و دیروز به یادم می آید، به عقب نگاه می کنم و فردا از یادم می رود. یادم باشد که دیگر یادم نرود، اگر هم رفت حواسم باشد که ... نروم؟...نه...نه...بروم؟...یادم رفت."

abcd

weblogeto az aval moror kon ye chizayi yadet miad ya nomber book mobileto

امير

شايد يرای تو يه چيزايی داشته باشه؛برای من نداشت(اونی که ميخوام).

بدون نام

بلبل اندر ناله و، گُل خنده خوش می زند. چون نسوزد دل که دلبر در وِی آتش می زند؟ زاهدا، از تیرِ مژگانش حذز کردن چه سود؟- زخمِ پنهانم به ابروی کَمانکش می زند.