روشنفكر شاد

Ctrl-Z

در میان دشتی ایستاده‌ام.

 قدم‌های کند و کوتاه، به هر طرف

وسعت دشت٬ تردید قدم‌ها را بیشتر می‌کند

در دیدرس، چیزی جذاب نیست

راهی نیست

و دشت، همه، راه است

می‌ترسم پیش از آنکه به جایی برسم، تشنه شوم یا گرسنه

تردید، پیش از قدم آن را مضمحل می‌کند

راه من کدام است؟ ...

 

   + Amir Somebody ; ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

Memorial

فشار، خاطرات رسوب کرده روی هم را چین می‌دهد

لایه‌های خاطرات آرام آرام چین می‌خورند

و ناگهان، ناگهان میشکنند

لبه‌های این شکسته‌ها خراشم می‌دهند

میان لایه‌ها، دنبال روشن‌ها و قشنگ‌ها می‌گردم

اما انگار save نکرده بودم که خوابیدم.

دست به دامن خواب می‌شوم دوباره

که شاید چشمهای بسته‌ام چیزی ببینند.

   + Amir Somebody ; ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٢ مهر ۱۳۸٧
comment نظرات ()