روشنفكر شاد

So called Pigeaon

دستانم را به آسمان بلند میکنم

می‌خواهم که مرا دریابد

بر سرم میریند!

هر دو، طبیعی رفتار میکنیم!

 

   + Amir Somebody ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

Betterfly effect vocabulary

تصمیم

دیوانه

چاه

دام

عاقل

عقده‌ای

بند

سفر

استرس

همراه

تهدید

فکر

پول

دشمن

مادر

شرمنده

ادامه

رفیق

پایان

 

 

   + Amir Somebody ; ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧
comment نظرات ()

Memory keeper's memories

به یاد می‌آورم و به یاد نمی‌آورم

هرچه سعی می‌کنم به یاد روزهای خوبش بیفتم، خاطرات غمناک امان نمی‌دهند؛ انگار که بخواهی از ته یک گونی برنج یک ساچمه برداری، هی میریزند و من به ساچمه نمیرسم ...

یک بار؛ یک خواب؛ یک صدا؛ ...

دریغ نکن

رهایم کن

دیر رسیدم

به بودنت

به رفتنت

به پدر که تو بودی

دیر رسیدم

دیر رسیدم

دیر رسیدم

   + Amir Somebody ; ٢:٥٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

Ctrl-Z

در میان دشتی ایستاده‌ام.

 قدم‌های کند و کوتاه، به هر طرف

وسعت دشت٬ تردید قدم‌ها را بیشتر می‌کند

در دیدرس، چیزی جذاب نیست

راهی نیست

و دشت، همه، راه است

می‌ترسم پیش از آنکه به جایی برسم، تشنه شوم یا گرسنه

تردید، پیش از قدم آن را مضمحل می‌کند

راه من کدام است؟ ...

 

   + Amir Somebody ; ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

Memorial

فشار، خاطرات رسوب کرده روی هم را چین می‌دهد

لایه‌های خاطرات آرام آرام چین می‌خورند

و ناگهان، ناگهان میشکنند

لبه‌های این شکسته‌ها خراشم می‌دهند

میان لایه‌ها، دنبال روشن‌ها و قشنگ‌ها می‌گردم

اما انگار save نکرده بودم که خوابیدم.

دست به دامن خواب می‌شوم دوباره

که شاید چشمهای بسته‌ام چیزی ببینند.

   + Amir Somebody ; ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٢ مهر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

3rd

نبودنت اندوه نیست

کاش بود

که اگر بود، با اشکی سر و ته قضیه هم می‌آمد

دریغ است

و چاره‌اش فراموشی

نه دلم می‌ِآید و نه می‌توانم فراموش کنم

فراموشت نمی‌کنم

دریغ ...

   + Amir Somebody ; ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

To whom it may concern

دوست گرامی و عزیز دل،

به علت مصرف نابجا و عدم رعایت الگوی مصرف عزیزیت دل، اعتبار دوستی با شما رو به اتمام است و در صورت ادامه همین روند،ناچار به قطع ارتباط با شما هستم.

لطفا پس از درک این مفهوم، با مراجعه به اصول روابط فی‌مابین و احترام متقابل،(در صورت تمایل) نسبت به افزایش اعتبار و جلوگیری از قطع ارتباط، اقدام فرمایید.

با تشکر

ذهن و فکر-مدیریت روابط خصوصی

   + Amir Somebody ; ۱:٢٧ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

The point

به حرفهایم گوش می‌کنی

پیش از آنکه تمام شود، خنده‌ات شروع شده

خنده‌ات که تمام شد،نگاه کن

لابه‌لای کلمات ریخته شده

دستمالی خیس است ...

   + Amir Somebody ; ۱:٠٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

Regret

بگذار و بگذر

چشم کسی باز نخواهد شد

چشمت به جمال خوبیتی روشن نمی‌شود

خداحافظی هم اجری دارد

لب جایی باز کن که گوشی درخور است

باز نیا که چشم کسی باز نخواهد شد ...

   + Amir Somebody ; ۳:٢٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٧
comment نظرات ()

Coming and Going

می‌خواهم به جایی بیایم

نه اینکه به جایی بروم

رفتن، وهن عزیمت است

و آمدن، جان سفر

از خود می‌روم

«بی خود» می‌شوم

و به خود می‌آیم 

   + Amir Somebody ; ۸:۱٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٧
comment نظرات ()
← صفحه بعد